باران اسيدي
|
مقدمه اصطلاح «باران اسیدی» برای نخستین بار در سال 2853 بوسیله یک شیمیدان انگلیسی بنام اسمیت مورد استفاده قرار گرفت. این دانشمند اصطلاح مزبور را به آنچه که از آسمان منچستر و اطرافش بر سر این شهر فرو می بارید، اطلاق کرد . او توانست با ارائه دلایلی، علل برخی از پدیده های ویژه محلی مانند خوردگی فلزات، رنگ باختگی رخت و لباس بر روی بند و از میان رفتن پاره ای از گیاهان را به بارانهای اسیدی نسبت می دهد . از آن زمان تا کنون بروز بارانهای اسیدی و اثرات حاصل از آن، بعنوان یکی از مهم ترین معضلات ناشی از رشد و گسترش تکنولوژی و شهر نشینی فراروی جوامع صنعتی قرار گرفته است . هرچند در جوامع نیمه صنعتی، از جمله ایران، بدلیل پائین بودن تعداد و پراکندگی صنایع بویژه نیروگاهها، موضوع بارانهای اسیدی را نمی توان از جمله زمینه های بحران ساز بحساب آورد، اما بدنبال آتش گرفتن نفت کشها و چاه های عظیم نفت منطقه نفت خیز خلیج فارس در نتیجۀ دو جنگ ویرانگر در دهۀ هشتاد میلادی، یعنی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و جنگ غرب به رهبری آمریکا علیه عراق در نتیجه تهاجم نظامی به کویت موسوم به «جنگ نفت» و آلودگی وسیع هوایی و دریایی منطقه، گزارش های تکان دهنده ای مبنی بر وقوع پدیده باران اسیدی در بعضی مناطق شمالی کشور دریافت شده است که نگرانی هایی را در علاقه مندان محیط زیست کشور پدید آورده است. از طرفی به دلیل روند رو به گسترش جامعه و نیاز صنایع مادر از قبیل فولاد و نفت به انرژی الکتریکی و نهایتاً رشد روزافزون نیروگاههای حرارتی ، بطور حتم در آینده ای نه چندان دور حداقل در مناطق تمرکز چنین نیروگاههایی ، احتمال بروز مشکلات ناشی از اسیدی شدن اتمسفر و بروز بارانهای اسیدی بوجود خواهد آمد. از آنجا که دریا بعنوان یکی از منابع مهم تأمین پروتئین مورد نیاز جمعیت در حال انفجار کره زمین شناخته شده است و جنگل به لحاظ اهمیت بسزای آن در زندگی انسان به «طلای سبز» ملقب شده است، اثرات سوء بارانهای اسیدی روی اکوسیستم های دریایی و جنگلی می تواند ضایعات جبران ناپذیری برای بشر عصر حاضر به بار آورد و چون کشور ما از جمله کشورهایی است که دارای بیشترین اکوسیستم دریایی در شمال و جنوب و همچنین منابع عظیم اکوسیستم های جنگلی در شمال و غرب کشور می باشد، طرح این موضوع کوششی است در ایجاد آگاهی بیشتر در مسؤلین محیط زیست و همچنین دست اندرکاران صنایع کشور تا نسبت به استفاده صحیح از دستاوردهای تکنولوژی تمدن معاصر و جلوگیری از زوال منابع عظیم دریایی و جنگلی کشور، حساسیت بیشتری به خرج دهند.
منشاء باران اسیدی در حقیقت منبع اصلی باران اسیدی، گازهای آلوده کننده هوا ، از جمله اکسیدهای ازت، گوگرد و کربن می باشند که در نتیجه سوخت های فسیلی نظیر ذغال سنگ و مواد نفتی در کارخانه ها، نیروگاهها، ماشینها، کامیونها و دیگر وسایلی که دارای دودکش هستند، وارد هوا می شوند. آنچه که در سالهای اخیر بخصوص برای کشور ما دارای اهمیت حیاتی است، آلودگی وسیع هوای منطقه خلیج فارس در نتیجه آتش گرفتن نفتکشها و چاههای نفت منطقه در نتیجۀ جنگ تحمیلی و جنگ نفت است. گزارش اجلاس سه روزه سازمان جهانی هواشناسی وابسته به سازمان ملل متحد در ژنو تنها در مورد آلودگی ناشی از جنگ نفت در خلیج فارس می گوید: «اشتعال صدها چاه نفت کویت روزانه نیم میلیون تن 2CO، 40 هزار تن 2SO و سه هزار تن NOx و مقدار زیادی عناصر آلوده کننده دیگر وارد هوای خلیج فارس کرده است، همچنین در جریان این آتش سوزی روزانه 5 میلیون تن بشکه نفت و 70 میلیون متر مکعب گاز سوخته و به هدر رفته است. مقدار اکسید سولفوری که از چاههای کویت متصاعد شده بیش از اکسید سولفوری است که در سه کشور صنعتی فرانسه، آلمان و انگلیس جو را آلوده می سازد. این آلودگی تا دو سال ادامه دارد و تا غرب چین و ارتفاعات هیمالیا در هندوستان کشیده شده است و محصولات کشاورزی تا فاصله دو هزار کیلومتری بر اثر ریزش باران اسیدی در معرض خطر قرار دارند. دود ناشی از این آلودگی از رسیدن نور به میزان نود درصد جلوگیری می کند.» با توجه به این حجم وسیع آلودگی هوا، اصولاً باران اسیدی تنیجۀ مستقیم خودپالایی هواست. به عبارت دیگر قطره های ریز آب یعنی سازندگان ابرها ،دائماً ذرادت معلق و گازهای محلول در آب را جذب کرده و به همین دلیل به هنگام شروع بارش ، ناپاکیهای هوا شسته شده و از اتمسفر جدا می شوند. هرچند تمامی گازهای محلول از این راه قابل جدا شدن از هوا نیستند، اما دی اکسید گوگرد و اکسیدهای ازت به راحتی بوسیله قطره های بخار آب قابل جذب و تبدیل به اسید سولفوریک و اسید نیتریک می باشند.
مکانیسم تشکیل باران اسیدی با اینکه فرایند تبدیل گازها به اسید و شسته شدن آنها از طریق بارش های جوی، هزاران سال قبل از اینکه بشر در مقیاسی وسیع شروع به استفاده از سوختهای فسیلی کند، در جو شروع شده و ترکیبهای گوگرد و ازت نیز بر اثر فرایندهای طبیعی، شامل فعالیتهای آتشفشانی و فعل و انفعالات باکتریایی خاک، تولید و به اتمسفر اطراف افزوده شده اند، اما فعالیتهای صنعتی دوران معاصر، باعث بروز واکنش هایی شده که بوسیله خورشید تحریک می شوند و از سوی دیگر فراوانی اکسیژن و بخار آب جو زمین در سرعت بخشیدن به انجام آنها مؤثر می باشند. عموماً واکنش های مورد اشاره در لایه تروپوسفر (واقع در 12-10 کیلومتری اتمسفر) انجاممی گیرند. چنین واکنشهایی همراه با اصابت یک فوتون از نور خورشید به یک مولکول از اوزون موجود (3O) شروع می شود و نتیجۀ عمل ، یک مولکول اکسیژن خواهد بود. پس از این مرحله، اتم اکسیژن با یک مولکول آب ترکیب شده، در نتیجه دو عامل هیدروکسیل رادیکال (OH) بوجود خواهد آمد. این عمل اندک ولی فعال سبب تبدیل دی اکسید ازت به اسید نیتریک می شود. غلظت عامل هیدروکسیل رادیکال در جو اطراف زمین همواره کمتر از یک قسمت در تریلیون یا می باشد، اما از سوی دیگر به دلیل وجود واکنش های مختلف اکسید اسیونی تولید کنندۀ عامل هیدروکسیل رادیکال، منبع آن پایان ناپذیر می باشد. یکی از محصولات جنبی واکنش های فوق الذکر ، عامل هیدروپراکسیل رادیکال یا (HOO) می باشد که در اثر ترکیب عامل هیدروکسیل رادیکال با اتم فعال اکسیژن به وجود می آید. این عامل سریعاً با منواکسید ازت ترکیب شده، در نتیجه دی اکسید ازت و یک عامل هیدروکسیل رادیکال جدید تولید می شود.
مکانیسم تشکیل اسید سولفوریک بر دو حالت ایت : در حالت اول ، ابتدا یک مولکول آب با یک مولکول اکسیژن ترکیب شده، تولید هیدروژن پراکسید یا آب اکسیژنه (2O2H) و یک اتم اکسیژن می کند. در واکنش بعدی هیدروژن پراکسید با 2 SO ترکیب و تولید اسید سولفوریک می نماید.
در حالت دوم، ابتدا یک مولکول 2SO با یک مولکول اکسیژن ترکیب شده، تولید 3SO و یک اتم اکسیژن می کند. در واکنش بعدی 3SO با آب ترکیب و تولید اسید سولفوریک می کند.
مجموعۀ فرایندهایی که شرح داده شد، موجب بروز حالت اسیدی در هوای منطقه و تولید اسید آماده بارش می شود، چون اسید نیتریک و سولفوریک حاصل از گازهای آلوده به راحتی توسط ابرها جذب و PH ابرهای باران زا بشدت کاهش می یابد. به عنوان مثال، نتایج حاصل از برخی بررسی های انجام شده نشان می دهد که PH قطره های بخار آب، درمناطق شرقی ایالات متحده آمریکا در فصل تابستان گاهی تا کمتر از 6/2 کاهش یافته و بطور متوسط 5/3 بوده است. نتایج بررسیهای دیگر، مقادیر PH قطره های آب را در مه صبحگاهی مناطق وسیعی از کالیفرنیا تا حدود 2 گزارش کرده است. بعبارت دیگر مه صبحگاهی در این مناطق، از نظر قدرت اسیدی با آب لیمو برابری می کند. در زمینه بارانهای اسیدی فعلاً شهر پتیلوچری در اسکاتلند رکورد جهانی دارد. در دهم آوریل 1974، بارانی بارید که از نظر محتوای اسیدی شبیه سرکۀ خوراکی بود.
دریاچه ها و جنگل ها ، قربانیان اصلی الف- تأثیر باران اسیدی بر دریاچه ها «خاموشی ! نخستین نشانه چیزی است که خواب است. صدای وزغی نمی آید. در ساحل هیچ چیزی نمی جنبد. آب صاف است مثل بلور ، هیچ چیز سطح آب را نمی شکند. ماهیها همه مرده اند.» این عبارت از اکولوژیست جوانی است که به هنگام نخستین دیدارش از دریاچۀ بروک تروت یکی از دو هزار دریاچه و برکه آدیرونداک در نیویورک ابراز داشته است. «ماهیها همه مرده اند» چگونه چنین شد؟ پس آبی به دریاچه نمی ریزد. شهری هم در آن نزدیکی نیست. هیچ گونه فعالیت انسانی در این حوالی به چشم نمی خورد. برای رسیدن به دریاچه باید از نزدیکترین جاده بیش از 15 کیلومتر پیاده روی کرد. کاهش ماهی قزل آلا، اردک ماهی و ماهیهای دیگری که زمانی دریاچه بروک تروک را بهشت ماهیگیران کرده بود، در دهۀ 1950 برای نخستین بار معلوم شد. مسؤلان حیات وحش بلافاصله کار الواربرداری زیاد را محکوم کردند. جمعی از دانشمندان بعداً گفتند که شاید مشکل از زیادی بیش از حد گیاهان پوسیده در اثر طوفان سال 1950 ناشی شده باشد. اما علت کاهش جمعیت های ماهی چیزی نبود که به چشم دیده شود. افزایش مداوم اسیدیته دریاچه های بروکت تروت بود که سرانجام دانشمندان را به ریشه این مشکل رهنمون شد. هرچه PH آب دریاچه ها و برکه ها کاهش می یافت، تعداد ماهیها در این اکوسیستم های آبی کمتر می شد. بین سالهای 1929 تا 1937 تنها 4 درصد از تمامی دریاچه های کوهستانی در پارک آدیرونداک PH کمتر از 5 داشتند و حال آنکه امروزه PH در 051/0 دریاچه ها از 5 کمتر است و 090/0 این دریاچه های اسیدی خالی از ماهی هستند و این حاکی از آن است که دریاچه ها، اولین قربانی باران اسیدی هستند. هرچه آب دریاچه ای اسیدی تر شود، توانایی ماهیها هم در ذخیره و ومتابولیسم کلسیم بیشتر کاهش می یابد. سرانجام کلسیم به حدی کم می شود که ماهیهای ماده نمی توانند تخم تولید کنند و اگر تخمی هم تولید و مبدل به نوزاد شود، تخم ها و ماهیهای نوزاد در معرض خطر ناشی از میزان بالای یونهای هیدروژن قرار دارند. ماهیهای بالغ نیز تحت تأثیر محیط اسیدی قرار می گیرند و ضعیف و بیمار می شوند و غالباً بسیاری از آنها می میرند. بنابراین پایین بودن PH آب در چند نسل می تواند جمعیت ماهیها را یکسره از بین ببرد. اولین بار زنگ خطر در زمینه افزایش اسیدیته نزولات جوی درمناطق مختلف اروپا و شرق آمریکا در سال 1960 به صدا درآمد. از آن زمان تا کنون بیشترین توجه بر اثرات باران های اسیدی روی دریاچه ها، جریان های آبی، جمعیت آبزیان و جنگلها معطوف شده است. باران های اسیدی وقتی به دریاچه ها می ریزد، به مرور زمان باعث از بین رفتن موجودات زنده درون آن ها می شود از این رو آب دریاچه ها صاف و زلال شده ، مواد ریز موجود در آب ته نشین می شود و ته آنها مثل بیابان و آب آنها مثل بلور صاف به نظر می رسد. سیلابی که از بارش باران اسیدی جاری می شود، بر روی زمین مسیر خود را می شوید و سرانجام به دریاچه می ریزد. یکی از مهم ترین فلزات سمی آلومینیوم است که همراه آب وارد دستگاه تنفسی ماهیها می شود و موجبات مرگ آنها را فراهم می کند. کارل شوفیلد استاد دانشگاه کرنل، اثرات بالقوه کشنده را چنین تعریف می کند : «ما دریافتیم که بارانهای اسیدی موجب افزایش شسته شدن آلومینیوم از خاک زمینهای پیرامون بسیاری از دریاچه های آدیرونداک شده اند. آلومینیوم بدین وضع برای ماهی بسیار زهرآگین است. در واقع آبهای اسیدی آلومینیوم دار برای ماهی قزل آلا بسیار زهرآگین تر از خود باران اسیدی است». در مناطقی که دارای فضای آلوده به مواد سمی هستند، در فصل بهار، دریاچه ها آلوده ترین آب را دارند، زیرا با ذوب شدن برفهای زمستان، اسید همراه آنها به دریاچه ها سرازیر می شود. بیشترین آسیب باران اسیدی به اکوسیستم های آبی، در دریاچه های کشورهای اسکاندیناوی و فنلاند بوده است. طی تحقیق گروهی که عده ای از دانشمندان در سال 1987 روی دریاچه های فنلاند انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که بیش از 90 درصد دریاچه های فنلاند در نتیجۀ بارش باران های اسیدی یا وارد شده رودخانه های اسیدی، PH آنها در سال های اخیر بشدت کاهش یافته است و به مسؤلان محیط زیست فنلاند اعلام خطر کرده اند. آبگیر های کوههای آدیرونداک در شرق ایالات متحده دچار سرنوشت دریاچه های کشورهای اسکاندیناوی شده اند. در سال 1975 از 214 دریاچه مطالعه شده در این ناحیه، آب در 111 دریاچه اسیدی بوده است. جای تعجب نیست که در 82 دریاچه از این تعداد حتی یک ماهی هم مشاهده نشده است. بعد از چهار سال تعداد این «دریاجه های مرده» به 170 رسید. در سال 1986 توسط یک گروه پژوهشی از آکادمی علوم آمریکا، مقادیر PH و قلیایی بودن صدها دریاچه و منبع پذیرنده داخلی در ایالاتی همچون نیوهمشایر، نیویورک و ویسکانسین اندازه گیری شد و سپس اطلاعات با استفاده از کامپیوتر با مقادیر سال های دهه 1920 و 1940 مقایسه شد. گروه مذکور در پایان به این نتیجه رسیدند که در بیشتر مناطق یاد شده، علی رغم دوری و نزدیکی به منابع طبیعی، اسیدیته افزایش یافته است. اصولاً بر اساس مطالعۀ میکروارگانیسم های باقیمانهد در رسوبهای کف دریاچه ها میتوان تصویر کاملتری از چگونگی و سرعت اسیدی شدن به دست آورد. هم اکنون بررسی های انجام شده در اروپا و آمریکا نشان می دهد که جمعیت دیاتومه ها و جلبک های قهوه ای – طلایی کاملاً تحت تأثیر تغییرات PH بوده، به طوری که با افزایش یا کاهش اسیدیته آب از خود واکنش نشان می دهند. همین بررسی نشان می دهد بسیاری از دریاچه های شمال آمریکا سریعاً به سوی اسیدی شدن پیش می روند. باران های اسیدی گاهی بر اکوسیستم هایی می بارند که می توانند تغییرات ملایم PH را تحمل کنند. مثلاً بسیاری از دریاچه های بزرگ و بیشتر خاک خای حاصلخیز، مقدار زیادی ترکیب های بافری مانند کربنات کلسیم دارند که اسیدها را خنثی می کنند. این موضوع باعث خواهد شد که PH دریاچه کمتر از 5 نشود. این پدیده را ظرفیت خنثی سازی اسیدی (ANC) می نامند و مقدار آن، اندازه و حدود و آمادگی یک دریاچه یا هر منبع دیگر را برای اسیدی شدن نشان می دهد. دریاچه های دارای ANC بالا به خوبی در مقابل خطر اسیدی شدن مقاومت می کنند، ولی دریاچه های با ANC کم به شدت آسیب پذیر هستند. به طور کلی می توان گفت چنان چه مقدار ANC دریاجه ای برابر صفر باشد، تنها به شرطی چرخۀ زیست چنین دریاچه ای مورد تهدید واقع نمی شود که کاملاً از ورود آب ها و باران اسیدی دور نگهداشته شود. اصولاً یک دریاچه اسیدی به راحتی قابل تشخیص است، زیرا در چنین دریاچه ای تمامی ظرفیت خنثی سازی اسیدی مصرف شده و PH آب همواره کمتر از 6 خواهد بود. اعتبار ANC در یک دریاچه، هیچگاه ثابت نیست و حتی اگر تمامی آن هم به وسیله جریان آبهای اسیدی مصرف شود، ممکن است دوباره بر اثر پدیده فرسایش مواد معدنی در اراضی اطراف دریاچه، تجدید و در نتیجه توان خنثی سازی اسیدی چنین دریاچه ای بازسازی شود.
ب- تأثیر باران اسیدی بر جنگلها جنگلها دومین قربانی باران اسیدی هستند. زیست شناسان گزارش های بسیاری از نابسامانی های حاصل از باران اسیدی در گیاهان ارائه کرده اند از جمله: کاهش قدرت رویش دانه ها، کاهش کارآیی فتوسنتز، کاهش پایداری در مقابل بیماری های گیاهی، افزایش زخم بر برگ ها، فرسایش کوتیکول حفاظت کننده و بالاخره کاهش جذب مواد غذایی از خاک. بررسی های انجام شده در پهنۀ وسیعی از جهان نشان می دهد که حداقل از سال 1980 تا کنون بسیاری از جنگلهای شمال آمریکا و بخش هایی از اروپا، شدیداً رو به نابودی رفته، نیروی تجدید حیات خود را نیز از دست داده اند که این پدیده عملاً امکان مقابله با عواملی از قبیل حشرات، بیماری ها، آلودگی های مستقیم هوا و یا فاضلاب های آلوده را از چنین جنگلهایی سلب کرده است. در حال حاضر، وجود باران های اسیدی را می توان یکی از عوامل مهم ایجاد پدیده نابودی جنگل ها دانست. بدترین اخبار و گزارش ها متعلق به آلمان غربی است. جایی که دانشمندان به علت افزایش سرعت نابودی جنگلها که آن را «مرگ جنگل» می نامند، بهت زده شده اند.بررسی های بعمل آمده در آلمان غربی نشان می دهد که میزان آسیبی که در اثر ازدیاد مواد آلوده کننده به جنگلها وارد می شود، به سرعت در حال افزایش است. در سال 1982 بالغ بر 08/0 درختان (یعنی یک درخت از هر 12 درخت) آسیب دیده بود و آثار باران اسدی بر حدود نیمی از جنگلهای این کشور مشهود بود. در کشورهای اسکاندیناوی بخصوص در سوئد، جنگلها به طور بسیار تأسف باری در اثر آلودگی اسیدی تخریب شده اند. پدیدۀ «مرگ جنگل» در رابطه با جوامع گیاهی واقع در کوهستانهای مرتفع از قبیل کاجها و جامعۀ سوزنی یرگان، بسیار سریع تر و شدید تر به وقوع می پیوندد. یک ارزیابی ساده نشان داده است که بیش از 050/0 صنوبرهای قرمز مناطق جنگلی واقع در ارتفاعات بیش از 850 متری ایالات متحده در طول بیست و پنج سال اخیر، بر اثر ابتلا به پدیدۀ «مرگ جتگل» نابود شده اند. مرگ و نابودی جنگل های واقع در ارتفاعات زیاد، تنها یکی از نتایج غم انگیز حاصل از کاهش قدرت و نیروی تجدید حیات گیاهان است، زیرا بر اساس گزارش های موجود در بخش ها شمال شرقی آمریکا، رشد سالانهگیاهان از سال 1960 سریعاً کاهش یافته است. باران اسیدی و اوزون (3(O علاوه بر تمام تأثیراتی که جداگانه روی محیط می گذارند، در کنار یکدیگر می توانند باعث کاهش شدید مواد غذایی در سوزن برگان شوند. اوزون به تنهایی می تواند هم از راه نابود کردن کلروفیل و ایجاد اختلال در فتوسنتز و هم از راه نابودی لایۀ مومی برگهای سوزنی شکل وظیفه تخریبی خود را به انجام برساند. باران اسیدی یا قطره های اسید موجود در مه نیز پس از آن می توانند با سرعت بیشتری در بافت برگها نفوذ کرده، باعث خروج مواد غذایی از درون اندام برگ شود. در نهایت فشار وارده بر اثر کاهش و کمبود مواد غذایی، موجب افزایش ضربه پذیری گیاه در مقابل هجوم حشرات، بیماری ها و دیگر انواع آفات می شود. بعلاوه باران اسیدی و اوزون در کنار هم می توانند با نابودی برگها باعث ضربه پذیری گیاه در مقابل سرما شوند که در نتیجه گیاه دچار سرما زدگی شدید خواهد شد. باران اسیدی علاوه بر اثر مستقیم برخورد درختان، در خاک اطراف درختان هم اثر سوء گذاشه، مواد غذایی مورد نیاز درختان را از بین می برد. به طور کلی گیاهان و خاک در یک مجموعه طبیعی پیچیده زندگی می کنند. وقتی که مواد غذایی در اثر عواملی از قبیل باران اسیدی در خاک از بین می رود و خاک در اثر آلودگی اسیدی، مواد مورد نیاز گیاهان و درختان را از دست می دهد، این نظم طبیهی به هم می خورد، مرگ درختان فرا می رسد. وقتی قطرات باران اسیدی روی برگهای درختان می نشیند، درخت برای خنثی کردن اثر آن شروع به جذب مواد قلیایی از خاک می کند. در نتیجه قلیای موجود در خاک برای خنثی کردن باران اسیدی باریده بر آن، کاهش می یابد. باران اسیدی به داخل خاک نفوذ می کند و فلزات سمی درون خود را آزاد می سازد. این فلزات بوسیله ریشۀ گیاهان جذب می شوند و این پدیده در بلند مدت منجر به از بین رفتن جنگلها می شود. در فرضیه ای دیگر گفته شده است که خاک ممکن است به هنگام شسته شدن به وسیله باران اسیدی مواد غذایی خود از قبیل کلسیم، منیزیم و پتاسیم را از دست داده، دچار فقر غذایی شود. کاهش میکروارگانیسم های موجود در خاک بعلت وجود آلومینیوم فراوان و PH پائین خاک را می توان به عنوان یکی دیگرازعوامل ایجاد فشار بر گیاهان به دلیل کاهش مواد غذایی تجزیه شده مورد نیاز گیاه، محسوب کرد. بعلاوه، وجود مقادیر بیش از اندازه نیترات حاصل از افزایش مقدار اسید نیتریک به خاک نیز می تواند باعث آسیب رسانی به قارچهای ذره بینی موجود در ریشه درختان سوزنی برگ شود که در جلوگیری از آفت زدگی و جذب آب و مواد غذایی به گیاه مؤثرند و از این راه به عنوان یک عامل فشار مورد نظر باشد.
ج- اثرات دیگر باران های اسیدی علاوه بر دریاچه ها و جنگل ها که قربانیان اصلی باران اسیدی هستند، این پدیده دارای اثرات مخرب دیگری نیز بوده که کمتر آشکار است. اکثبر شهرهای بزرگ صنعتی مورد تهدید غبارهای اسیدی قرار دارند. شهر لندن در زمستان 1952 مورد تهاجم شدید غبارهای اسیدی قرار گرفت و این امر موجب مرگ زودرس 4000 نفر از افراد بیمار شد. این سانحه باعث گردید که مسؤلین شهر اقدامات پیش گیرانه ای در جهت کنترل آلودگی هوا بعمل آورند. در نتیجه امروز شهر لندن در زمرۀ شهرهایی است که هوای نسبتاً تمیزی دارند. از جمله شهرهایی که در معرض خطر شدیدی غبارهای اسیدی قرار دارد، شهر تهران است که عنوان دومین شهر آلوده جهان را یدک می کشد، به طوری که اگر مسؤلین شهر و دست اندرکاران محیط زیست کشور برای کنترل حجم آلودگی هوای آن امروز فکری نکنند، فردا خیلی دیر است.
در جایی، در فاصله صدها و بلکه هزاران کیلومتر دورتر، ماهیهای قزل آلا می میرند، قورباغه ها خاموش می شوند و گلهای نیلوفر آبی پژمرده می گردند.
ب- نصب دودکش های فیلتر دار دودکش های ویژه ای که می توانند بیشتر گوگرد ناشی از سوختن سوختهای فسیلی را بگیرد، سودمند، اما بسیار گرانند، استفاده از فیلترها برای این منظور طریقه مناسبی است. بهره گیری از این روش در ماشینها، کامیونها و وسائل نقلیۀ موتوری، آلودگی های اسیدی محیط زیست را به میزان قابل ملاحظه ای کاهش می دهد. همچنین کنترل ایمنی موتور وسایل نقلیه جهت جلوگیری از احتراق ناقص آنها، در کاهش آلودگیهای اسیدی هوا تأثیر بسزایی دارد. ج- کاهش مصرف سوختهای فسیلی بهترین راه برای کنترل و کاهش آلوده کننده هایی از قبیل دی اکسیدهای ازت، کاهش مصرف سوختهای فسیلی در کارخانه ها، نیروگاههی تولید انرژی الکتریکی و وسایل حمل ونقل است. بعبارت دیگر، در صورت استفاده از وسایل نقلیه عمومی و نیز اتومبیلهای کم مصرف ما توان کاهش مصرف سوختهای فسیلی حاصل از نفت خام را در جریان حمل ونقل موجود شد، اما مسئله اینجاست که در عرصه تولید انرژی الکتریکی، چنین کاهشی به آسانی بدست نخواهد آمد. د- جایگزینی منابع انرژی دیگر در سالهای اخیر توجه دانشمندان به منابع انرژی دیگری برای جایگزینی سوختهای فسیلی جلب شده است که اهم آنها عبارتند از: انرژی هسته ای که به دلیل مسائل سیاسی، اقتصادی و عدم اعتماد عمومی نسبت به درجه ایمنی آن، در حال حاضر کاربرد وسیعی نیافته است. تولید برق از آب که به دلیل کمی مناطق دارای شرایط مناسب آبی از محدودیتهای خاص خود برخوردار است. انرژی خورشیدی، باد، جزر و مد و غیره منابع دیگری هستند که امید است با برطرف شدن تنگناهای تکنولوژیکی هر کدام از این منابع، روزی بتوان جایگزین سوختهای فسیلی شده، نگرانیهای آلودگی هوا و باران اسیدی را کاهش دهند. ه- تصفیه سوختهای فسیلی یکی از راههای ساده جلوگیری از آلودگی اسیدی، تصفیه کردن ذغال قبل از سوخت آن است. برای این منظور ذغال را قبل از مصرف خرد کرده، در آب می شویند و یا ضمن عملیات خاصی گوگرد زدایی می کنند. در مورد نفت هم عمل تصفیه صورت می گیرد و با روش خاصی آن را گوگرد زدایی می کنند. و- کاهش انتشار گوگرد علاوه بر استفاده از فیلتر برای کاهش انتشار گازهای آلوده کننده که در بند دوم به آن اشاره شد، یکی از راههای دیگر آن اسپری کردن پودر آهک مرطوب در مسیر گازهای داغ خارج شده از نیروگاههاست که باعث کاهش دی اکسید گوگرد تا حدود 90% می شود. ز- تزریق آمونیاک به توده گاز راه حلی که بوسیله کارلینگ، زیست شناس دانشکدۀ جنگل داری دانشگاه کارولینای شمالی پیشنهاد شده است، تزریق آمونیاک به توده گازهاست تا بجای اسید سولفوریک، سولفات آمونیم تولید شود. اما وقتی که گیاه سولفات آمونیم را جذب کند، اسید بیشتری تولید می شود که بیشتر از بارش اسیدی خطرناک است.
ح- آهک پاشی روی دریاچه برای کنترل اسید دریاچه ها، می توان از روش آهک پاشی استفاده کرد و با پاشیدن حجم زیادی آهک بر سطح دریاچه، اسید موجود در آن خنثی می گردد. این روش وشکل و پرهزینه است و تأثیر آن طولانی نیست و تنها می تواند از شدت آلودگی اسیدی بکاهد. |